محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

382

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

« خداوند گاه بنده مؤمن خويش را دوست دارد و كردارش را ناپسند مىشمارد و كردار نيك كافر را دوست دارد و خودش را بد مىشمارد . » « 1 » بنابراين همه تلاشهاى انسان براى بهبود زندگى ، بخشى از دين به شمار مىرود و هركس مخالف دانشهاى سودمند و كردار نيك باشد - خواسته يا ناخواسته - دشمن خدا و دين خدا است ؛ چه آن كه اصلاح‌گرى هدف نخست همه پيامبرها بوده است . همه مردم ارزشهاى والاى انسانى را گرامى مىدارند ؛ اما تفاوت بسيارى بين اين دو حالت وجود دارد : ارزشها بدون در نظر گرفتن نيروى توانا و دادگرى گرامى شمرده شوند كه ناظر بر همه اعمال انسان است ، و يا آن كه چنين نيرويى در نظر گرفته شود . نيكى و بدى به خودى خود چه سودى دارند ؛ اگر انسان خود را براى تك تك آنها مسؤول نشمارد و پاداش و كيفرى براى آنها به حساب نياورد . شخصى نكته‌سنج مىگفت : كسى كه مىگويد براى داشتن اخلاق نيك نيازى به قرآن نيست ، همانند فروشنده‌اى است كه اخلاق خوش را راهى براى نفوذ به مشترى و سودآورى خويش مىبيند . ( فنظرت فإذا ليس لي معين إلا أهل بيتي فظننت بهم عن الموت ) ابن ابى الحديد مىگويد : « امام على عليه السّلام پيوسته اين سخن را مىگفت و پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيز فرمود : اگر چهل مرد با اراده مىيافتم ، كار را يك‌سره مىكردم . . . نصر بن مزاحم و برخى ديگر از سيره‌نويسان ، آن را نقل كرده‌اند . » « 2 » به هر روى اين

--> ( 1 ) . « إنّ اللّه يحبّ العبد و يبغض عمله و يحبّ العمل و يبغض بدنه » نهج‌البلاغه : خطبه 154 . ( 2 ) . شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابى الحديد : 2 / 20 ؛ الامامة و السياسة : 1 / 144 ؛ السقيفه ، محمد رضا مظفر : 180 ؛ الغارات : 1 / 380 .